تبليغاتX
سایت تخصصی دکتر رحمت سخنی Dr.R. Sokhani
 
در رابطه مسایل پزشکی و مشاوره پزشکی میباشد
 

سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani


  10نفر مردخبرساز سال 1390 آذربایجان غربی

نوشته :دکتررحمت سخنی ازارومیه مرکزآموزشی درمانی امام خمینی (ره)

Dr.RAHMAT SOKHANI

امروز تاریخ بیست و هشتم اسفند ماه سال هزار سیصد ونود در قسمت نظرات آخرین پست سایتم متوجه پیامی از طرف مدیر سایت خوب ارومیه خبر http://www.urmia-khabar.ir/  با این مضمون شدم : شما جز ده نفر مرد سال استان انتخاب شدید !!...کمی شوکه  شدم وبه آدرس لینک فوق http://www.urmia-khabar.ir/index.php?option=com_content&view=article&id=1336&lang=fa رفتم ولی با کمال تعجب دیدم خبر کاملا درست است . بسیار تلاش نمودم  علت این انتخاب باشم  ولی به نتیجه ای نرسیدم .همردیف شدن با مردان بزرگی همچون جناب آقای سیامند رحمان قهرمان مسابقات وزنه برداری معلولان جهان ،دکتر ابراهیم فتح الهی معاون محترم استاندار آذربایجان غربی ،جناب آقای نادر قاضی پور نماینده محترم ارومیه در مجلس شورای اسلامی و...افتخاربسیاری بزرگی است ولی بی شک تکلیف و مسئولیتی فوق العاده سنگین ومضاعف دیگری بر دوش این بنده سرتا پا تقصیر خواهد گذاشت به هر تقدیر با تبریک به تمام دوستان  که نامشان در جز لیست لینک یادشده هستند امیدوارم هرروز بیش از روز قبل بر عزت و افتخار دین و مذهب و ایران اسلامی ، مخصوصا سرزمین آذربایجان همیشه سر سبز و افتخار آفرین وقهرمان پرور همچون باکریها ،امینی ها .... افزوده شده و این سرزمین دلاور و پاک را از کید دشمنان حفظ نموده و بر تعداد افتخارات ،اختراعات ،ثروت ،دانش و عزت آذربایجان بیافزاید واز خداوند متعال و مسئولین کشورمان خواستارو آرزومندم فکری نیز به حال بیابان و کویر اورمیه که قبلا دریاچه اورمیه نامیده میشد بیاندیشند تا فلامینگوهای مهاجر و مسافر سرود غمگینانه این دریاچه بینوای  را در بین ملل دیگر نسرایند و اشک نریزند باشد که بدون دخالت دیگران با مدیریت صحیح و بهره گیری از تمام پتانسیلهای کشور همچون انتقال آب از دیگر نقاط به این دریاچه و...بتوانیم در احیای مجدد این دریاچه خشک شده سهمی داشته باشیم واز سویی مورد اعتاب و سرزنش دیگر نسلهای مان نباشیم .انشالله

   




حسن حاتم اینانلومحمد رنجبری



1-سیامند رحمان قهرمان مسابقات وزنه برداری معلولان جهان

2-نادرقاضی پور نماینده مجلس شورای اسلامی

3- دکتر ابراهیم فتح الهی معاون استاندار آذربایجان غربی 

4-حامد عطایی روزنامه گار

5- دکتر رحمت سخنی

6- حجت اسلام بابا زاده  نویسنده

7- "محمد رنجبری نویسنده و شاعر

8-حسن حاتم اینانلو طنز نویس

9- سیاوش سلیمانی پور بسیجی نمونه

10-کامبیز گلشنی سازنده دستگاه مین یاب

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI


برچسب‌ها: 10نفر مردخبرساز, سال 1390, آذربایجان غربی, 10نفر مرد آذربایجان غربی
  نوشته شده در  چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 7:45  توسط دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani  | 
  26 سالگرد شهادت مادرشهیدم خانم جمیله رمضان شیخ سرمست

سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

نوشته :دکتررحمت سخنی ازارومیه مرکزآموزشی درمانی امام خمینی (ره)


Dr.RAHMAT SOKHANI

سلام مادر خوبم امروز یازدهم بهمن 1390درست بیست وشش سال است که بعد بمباران اورمیه توسط صدام ملعون ،دیگربه خانه دیگر برنگشتی .در معامله ای که با خدا نمودی من و بردار و خواهرهایم میدانی که سن کمی داشتیم .گاها خیلی احساس تنهایی میکنم و حتی نمیدانم حرفهایم را به چه کسی بگویم پدرشهیدم نیز قبل تو مارا ترک کرده پس به من حق بده که احساس تنهایی شدید کنم .از طرفی نوع کارم ایجاب میکند به درد دلهای بیماران مخصوصا همراهان بیماران دردمند اورژانسی توجه کنم .مدتی است که در اورژانس مرکزآموزشی درمانی  امام خمینی (ره) اورمیه به علت کثرت فراوان بیماران کمتر میتوان بهت سر بزنم .پس در این رابه منو ببخش و حلالم کن .نمیدانم برادرم چکار کنم ؟بردارکوچکم اکبرهمیشه در حال و هوای تو سیر میکند و میدانم که هر پنج شنبه کنار مزارت منتظر دیدار مجددت است. میدانی که او ترا بسیار دوست داشته ودارد . حیف که  زمانه فرصت زیادی برای این دلداگی مادر و فرزند نداد .اکبر پسر کوچکت همچنان با وجود داشتن مدرک کارشناسی و یدک کشیدن نام فرزند دو شهید !!!همچنان بیکار بوده وگاها کارهای پاره وقت انجام میدهد .مادرجان خودت که در بهشت بهتر اطلاع داری ولی گفتن این جمله خالی از لطف نخواهد بود همانهایی که در بانک صادرات به خاطر بهانه های واهی اکبر (پسر کوچکت )را ناعادلانه فقط بخاطر اعتراض به  تخلفات بانکی مسئولین بانک صادرات اخراج کرده بودند همه دزد از آب در آمدند!! و جالبتر اینکه میلیارد تومان (3000میلیارد تومان ) از بودجه و بیت المال اختلاس و حتی فراری شدند .هرچنداخراج برادرم  ( کارمند رسمی آزمایش بانک صادرات ) و بیکاری 5 ساله اش مهم نیست و دنیا خدایی دارد ولی خیلی سخت که است مدعیان دین و انقلاب و حافظان دروغین پول و اموال مردم در بانکها دزد از آب دربیایند .!! و جالب اینکه کسی به کارهای ناشایست شان توجهی نکرده و فقط به پولی که از دست رفته فکر کنند البته مشکلی نیست این هم بگذرد ،فرزندان شهدا خدایی دارند و به آن پناه میبرند . دو نوه ات سهند و حمیدرضا بصورت رسمی در یکی از مدارس فوتبال اورمیه فوتبالیست شدند.سهند نوه پنج ساله ات ، پدر هرچه مربی فوتبال را بخاطر شیطنتهایش در آورده است  هرچند به قول مربیان سهند ،تمرینات مدرسه فوتبال بدون این شیطنتهای سهندکوچکترین فوتبالیست ایران لذتی ندارد !!. دختر برزگترت خانم معصومه و دخترش خانم ساناز هر دو در رشته کامپیوتر و عروس ات (همسر من ) در رشته طراحی دوخت یک سالی است که در دانشگاه به تحصیل مشغولند. دختر کوچکت خانم زهرا نیز علاوه بر خدمت در دادگستری تهران مراحل آخر تحصیل رشته قضاوت را در دانشگاه طی میکند .طوبی نوه ات نیز کامپیوتر امسال تمام نمود .امسال برای خانواده ما سال ادامه تحصیل دانشگاهی است !!. در شهر اورمیه خبری خاص نیست فقط به تازگی در اکثر محله های شهر مخصوصا مناطق قدیمی بصورت قارچ آپارتمان سازی میکنند و شهر دیگر اون صفای قبلی خود را از دست داده و خیلی بدقواره خود را نمایان میکند .بهت بگم مادرجان که ،بالاخره بعد سالها تقاضا و یازده سال کار اورژانس و 15 سال سابقه پزشکی  من امسال  به مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) اورمیه منتقل شدم !! البته آنهم بعد هزار تا خواهش و تمنا و صدقه و دیدن دهها مسئول و بی مسئول !!! انجام گرفت .با وجود قانون صریحی که مجلس شورای اسلامی  در رابطه با تعیین محل یا پست های دلخواه  فرزندان شاهد و جانبازان 70به بالامبنی براینکه خود در تعیین محل کار نقش داشته باشند تصویب کرده بود، نمیدانم کدام شیر پاک خورده ای با  وجود علم به قوانین فوق ،باز از انتقال امثال من خودداری میکردند تا جاییکه بعد سالها تلاش و همکاری دهها دوست خوب و  شهید دوست ، با دستور صریح تیم بارزسی ریاست محترم جمهوری جناب احمدی نژاد بالاخره مجبور به پذیرش قانون مصوب شده مجلس شده !!!و  نتوانستند از انتقال من سر باز بزنند این هم بگذرد .نمیدانم در بازار سیاست بازان به رفتارها چه میگویند ؟ولی میدانم بسیاری در این کشور ماهستند که با نام ما فرزندان و خانوداه های شهدا دهها سازمان و اداره و..تاسیس کرده اند تا باشد که به ماخانواده ها  مثلا خدمتی کرده باشند !!در حالیکه خود بیشترین نفع را برده اند !!.مادرجان یادم نمیرود حرف دوستی که با حسرت روزی به من گفت :خوش بحال شما فرزندان شهید که حتی بنیاد شهید برف بام خانه هایتان را نیز پارو میکند !!با خوشحالی جواب دادم :دوست عزیز نگران نباش من و خانواده ام و خیلی از خانواده های شهدا اصلا بامی نداریم که برفی برای پارو کردند داشته باشیم و ادامه دادم مرد مومن می بینی که چه بلایی به سر برادرم آوردند و سالها چه بلایی به سر خودمن آوردند ما هیچ بامی نمیخواهیم که برفی برای پارو کردند داشته باشد ،حداقل آنچه داریم از دستمان نگیرند !!.دوستم آلان نیز باورش نمبشود و خیال میکند چیزی که گفتم دروغ سیزده بدر است !!! .مادرجان درست چند روز قبل در دنیای سیاست در کشور فرانسه ارامنه بخاطر کثرتشان در پاریس نیکلا سارکوزی رئیس جمهور لاابالی فرانسه را مجبور کردند تا قانونی تصویب کند که هرکس قتل عام 1915ارامنه توسط عثمانیها را تکذیب کند چند سال زندان و 50000دلار جریمه شود .مادرجان در شگفتم که همین به اصصلاح ارامنه عثمانی با نام جیلوهای وحشی رانده شده از کشور عثمانی  با رهبری کشیش مارشیمون در 1917 تا 1918 میلادی چرا مبادرت به کشتار مسلمین  بیش از 2000000 نفر در اورمیه ،سلماس ،نقده وخوی و...با کمک روسها به بهانه انتقام گیری کردند .پس چرا این کشتارها را نمیگویند ؟وچرا  کسی صدایش در نیامده و چرا کسی کتابها و مدارکی با نام :جیلوها ،تاریخ رضائیه ،تاریخ اورمیه نوشته تمدن،قتل عام دوسوی ارس ،تاریخ آذربایجان غربی نوشته حسن آزاد ، تاریخ 18 ساله آذربایجان و...مطالعه نمیکند ؟مگر مسلمین آذربایجانی انسان نبودند این جیلوها به چه جراتی و علتی و به چه بهانه ای این قتل عام را در ایران به راه انداختند ؟مشکلات آنها در عثمانی چه ربطی به مسلمان ایران داشت ؟چرا کسی به تعرض  مسلمین کشور آذربایجان و قتل عام حداقل 25000نفر در قره باغ ،شوشا،گنجه خوجالی در 1996 میلادی توجهی نکرده و اعتراضی نمیکند مگر اینها انسان ومسلمان نبوده و نیستند  بنظرم مادر جان مسئولین آن زمان کشورمان بسیار قصور کردند که علیه این یاغیان و وحشیان اعلام جرم نکردند حال  ارامنه  100سال قبل همه مظلوم و قابل ترحم اند ؟!! نمیدانم چرا کسی تاریخ را مطالعه نمیکند مگر نمیگویند تاریخ مادر علم است ؟!! ،جالبه هیچ کس نمیداندکه در کوه سیر اورمیه قبرستانی وجود دارد که 55 آمریکایی مزدور و میسیونرو جاسوس به همراه یک سرکنسول انگلیس در آن خاک شده اند وجز عوامل اصلی اختلافات فراقه ای قومیتها در اورمیه و آذربایجان غربی هستند و از تاریخ 1837 میلادی تا درست زمان قتل عام مسلمین توسط ارامنه (جیلوها) 1917 میلادی در اورمیه فعالیت داشتند ونمیدانم چرا کسی نمیداندو نمیخواهد بداند که  در همان زمان در اورمیه 5 کنسو لگری وجود داشت :کنسول گری فرانسه ،آمریکا ،عثمانی ،آلمان ،روسیه تزاری  ...نمیدانم چراکسی نمخواهد بداند دوبار ارومیه توسط ارامنه و روسها همزمان غارت و مردم قتل عام شده اند (درست دو سال بعد ادعای قتل ارامنه در عثمانی )و...البته این هم بگذرد .مادرجان امروز خیلی حرف زدم به پدرم سلام برسان فعلا خدانگهدارت در آن دنیا شفیع ما در روز قیامت باش دوستت دارم مادر جان

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

  نوشته شده در  پنجشنبه بیستم بهمن 1390ساعت 19:16  توسط دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani  | 

رنجنامه پزشکان در روز پزشک

نوشته :دکتررحمت سخنی ازارومیه مرکزآموزشی درمانی امام خمینی (ره)

Dr.RAHMAT SOKHANI

یک سال نیز گذشت ،ولی ظاهرا قشر عظیم پزشکان مخصوصا پزشکان عمومی همچنان جز فراموش شدگان این دیارهستند .طبق معمول هزاران جلسه ،گنگره و سمینار برای حل مشکلات تخریبی روان و ذهن پزشکان ،توسط دهها سازمان ومسئول دولتی و خصوصی در طی سال گذشته برگزار شد ولی در پایان این گردهمایی ها همانند یک فیلم تکراری ،قهرمان فیلم یعنی پزشکان را اعضا شرکت کننده این گونه جلسات و گنگره ها ،با شجاعت از میان انبوهی از شعله های آتش و مشکلات فراوان بصورت مجازی و صوری با موفقیت کامل نجات داده و بسلامتی به مقصد رساندند !!!و بعد صرف نهار یا شام با هم دست داده و با قلبی آکنده ازغم مشکلات روزافزون پزشکان و دلی سرشار از امیدبه حل این معضلات ،با تمام احساس درونی ،انگشتان دست خود را بر روی هدایای داده شده  در این سیمنارها و جلسات فشار داده وهمچون فیلمهای هندی با چشمان اشک آلود آه کشیده و به جای رفتن دوباره به محل خدمت ،خسته از این همه خدمت و ارائه راه حل رفع مشکلات ،جهت تجدید قوا و تقویت روحیه شان به خانه هایشان روانه شده و سناریو تکراری حل مشکلات بی پایان قشر تحصیل کرده و ممتاز جامعه را به خدا میسپارند که انشالله خدواند خود این معضلات را حل کند .!!البته الحمدلله سال قبل در سازمان نظام پزشکی اقدامات موثری رخ داده مثلا مجله نظام پزشکی نازک ،شکیل و رنگی گردیده تا انشالله مشکلات پزشکان بصورت رنگی حل شود !.در این سازمان ظاهرا بیشترین دغدغه  مالیات پزشکان و رسیدگی به مسایل انتظامی و تخلفات پزشکان است ودیگر هیچ .نهایت کارشان نیزمخصوصا نزدیک روز پزشک ،انتخاب پزشک نمونه و دادن یک مهمانی جمعی است !!.حداقل قشر زحمتکش پرستاری توانست با وجود جوان بودن سازمان نظام پرستاری 23000 نفر پرستار را جذب مراکز درمان دولتی کند .ولی نظام پزشکی بعنوان اولین سازمان بزرگ وقدیمی حتی نتوانست تعرفه های ناعالانه پزشکان را حداقل کمی واقعی کند .الحمدلله بیمه ها نیز در کشورمان خود به یک دولت در داخل دولت تبدیل شده اند و با سازی که دوست دارند پزشکان بینوا را اسیر خود ساخته اند .فشارکاری به همین خاطر هر روز در مراکز دولتی به پزشکان افزون شده و گاها تا چندین ماه کارانه و مزایا خود را دریافت نمیکنند .افزایش بیمورد دانشجویان تخصصی دستیاری در دانشگاهها نیز میرود که در آینده  به معضل جدیدی در کشور تبدیل شود و پزشکان متخصص جوان را همچون پزشکان عمومی دچار مشکلات خاص و حتی بحرانی کند .تورم غیرقابل کنترل جامعه هرروز کمر پزشکان خصوصی را شکسته  واین قشر تحصیل کرده را بیش از پیش به سوی شغلهای کاذب کشانده و دود این موضوع نیز مسقیما به چشم مردم رفته وخواهد رفت .وعده و وعیدهای وزرات بهداشت ودرمان و آموزش پزشکی نه تنها کارساز نبوده حتی باعث دلسردی پزشکان از عملکرد ضعیف این وزرات و وزیر محترم شده است .بنظر با این وصف بهتر است برای کوچک کردن دولت این وزرات با دیگر وزراتها ادغام شود !!هچمون سالهای قبل مقاله ای در این رابطه ولی این بار توسط خود پزشکان محترم که توسط خانم فاطمه بیات در سایت خوب فارس تهیه شده خدمتتان ارائه میدهم امیدوارم که مورد توجه شما خوانندگان قرار گیرد :

دکترالبرز بنام ، پزشک عمومی و معتمد در شهرستان کهگیلویه که 20 سال سابقه طبابت دارد از مشکلاتش چنین می گوید: مشکلات ما آن قدر زیاد است که اصلاً قابل شمارش نیست. پزشک عمومی در کهگیلویه خیلی ارزشی ندارد. تعدادی از پزشکانی که در بخش دولتی کار می‌کنند به دلیل مراجعه کننده زیاد، فشار کار بالایی را با حقوق ناچیز باید متحمل شوندوی اضافه می‌کند: آنهایی که مثل من مطب خصوصی دارند که کلاً باید چشم امیدشان به سیستم ارجاع باشد که فلان ارگان یا فلان خانه بهداشت در روستا بیمار را به ما ارجاع دهد کما اینکه مشکل اصلی این است که حتی در روستاها اگر قرار باشد مریضی به شهر ارجاع داده شود به یک پزشک متخصص معرفی می‌شود نه به یک پزشک عمومی.بنام مشکل دریافت حق ویزیت را یک دیگر از مشکلات عنوان کرد و گفت: تعرفه‌ای که امسال برای ما اعلام شده 9 هزار تومان است اما خود من که در مطب روزانه 5 تا 6 مریض می‌گیرم و هر روز معمولاً یک نفر به خاطر ناتوانی مالی رایگان ویزیت می شود ،‌2 تا 3 نفر هم که توان پرداخت 3 تا 5 هزار تومان بیشتر ندارند و در نهایت یکی دو نفر ویزیت طبق مصوبه دولت را می‌پردازند. خود من به دیوان عدالت اداری نامه نوشتم و تمام مشکلات را مطرح کردم ولی پاسخی نگرفتم.
بادرآمد شغل دیگرم مطب را می‌گردانم:
دکترسعید نظری ، پزشک عمومی است که 10 سال در همدان سابقه طبابت دارد و مطب خصوصی دارد.نکته جالب اینکه این پزشک شغل دومی دارد که به گفته خودش با درآمد حاصل از آن مطبش را می‌گرداند.او در مورد مشکلات پزشکان می‌گوید: پزشک وقتی مطب دارد هویت پزشکی او حفظ می‌شود. من به جز طبابت، در سازمانی مشغول به کار هستم و کار مدیریتی انجام می‌دهم که هیچ ربطی به شغل پزشکی ندارد.وی می‌افزاید: بارها شده از درآمد محل کار اولم برای بقای مطبم استفاده کرده‌ام. قبلاً روزی 5 تا 6 بیمار را ویزیت می کردم ولی با روزی یک بیمار هم گذرانده‌ام. محل کار من محل درآمد نیست بلکه برای علاقه و حفظ هویت پزشکی من است. حدود1.5میلیون تومان از محل کار اولیه‌ام حقوق می‌گیرم که گاهی با آن اجاره مطب و حقوق منشی را پرداخت می‌کنم.نظری، دید مردم به پزشکان را یکی از مشکلات سیستم ارجاع عنوان کرد و گفت: برخی مردم تفاوت پزشک بیماری‌های مغز و اعصاب را با جراح مغز و اعصاب نمی دانند. وقتی سردرد دارند مستقیم به جراح مغز و اعصاب مراجعه می‌کنند غافل از اینکه باید به پزشک عمومی مراجعه کنند که پزشک عمومی دلایل سردرد را بررسی کند بعد پزشک او را به متخصص مربوطه ارجاع دهد.دکترنظری اضافه می‌کند: از طرفی دیگر در دانشگاه‌ها و مراکز آکادمیک پزشکان عمومی را فوق‌لیسانس حساب می‌کنند. هیچ ماهیت علمی نداریم. با وجود اینکه 7 سال درس خواندیم. آن هم به طوری که در هر مقطع باید در آزمون ارتقا شرکت می‌کردیم یعنی 7 سالی که ساده نگذشته است.
اجرای طرح پزشک خانواده مشکل بیکاری پزشکان عمومی را حل می‌کند
دکترضاباقری یارندی ، پزشک عمومی است که 20 سال سابقه طبابت داردو فقط 10 سال سابقه بیمه دارد از حقوق ماهانه 500 تا 800 هزار تومانی اش می گوید و ادامه می دهد: من نمونه‌ای از خیل پزشکان عمومی هستم که به دلیل هزینه‌های بالا امکان ایجاد مطب خصوصی را ندارند و در بخش اورژانس یک بیمارستان روزانه بیماران زیادی را ویزیت می‌کنند.وی می‌گوید: نبود امنیت شغلی بیشترین دغدغه ماست حتی اگر پزشکی سابقه کار زیادی هم داشته باشد وضعیت تغییری نمی‌کند چرا که مدیریت مطلوبی نسبت به وضعیت قراردادهای پزشکان عمومی با مراکز درمانی نیست و قراردادها بیشتر موردی است.دکترباقری یارندی مانند دیگر پزشکان از کیفیت دوره‌های بازآموزی اظهار رضایت کرد و می‌گوید: هر گاه نام بازآموزی به میان می‌آید ابتدا باید به یاد پرداخت حق عضویت سازمان نظام پزشکی افتاد.دکترباقری یارندی اجرای پزشک خانواده را از راهکارهای استفاده مطلوب از توانمندی پزشکان عمومی می‌داند و معتقد است: در خارج از کشور در کشورهای مانند انگلیس و آمریکا یک پزشک خانواده حدود 50 خانواده را زیر نظر دارد و همه کارهای درمانی این افراد را به عهده دارد همواره حقوق پزشک تامین است و پس از مدتی آشنایی با بیمارانش به دقت تشخیص وی نیز کمک می‌کند.
عشق به همنوع تنها دلیل طبابت در منطقه بد آب و هوادکتر صدیقه پور امینایی همسر دکتر باقری یارندی پزشک عمومی که به عنوان پزشک خانواده 5 سال است در روستای تازیان از توابع بندرعباس طبابت می‌کند می‌گذاریم در می‌یابیم که پزشک خانواده در ایران در صورت اجرا باز مفهومی متفاوت با دیگر کشورها دارد.دکترپورامینایی می‌گوید او و همسرش هر کدام 20 و 12 سال سابقه طبابت دارند و منطقه‌ای با 14 هزار نفر جمعیت را باید با عنوان پزشک خانواده پوشش ‌دهند.وی می‌گوید: در ایامی که سرمان شلوغ نیست روزی 40 تا 50 بیمار را ویزیت می‌کنیم و در ایام شلوغ این تعداد به 100 نفر هم می‌رسد.وقتی از او می‌پرسم این تعداد زیاد بر دقت شما تاثیر نمی‌گذارد پاسخ می‌دهد: هدف اجرای طرح پزشک خانواده این است که کار بهداشتی انجام شود ولی کار درمانی هم با ماست. ما جزو معدود پزشکان خانواده‌ای هستیم که 5 سال را در یک محل کار می‌کنیم و در نتیجه مردم منطقه و بیماری‌هایشان را می‌شناسیم. سال به سال فرهنگ مراجعه بهتر می‌شود که یکی به دلیل توضیحات و آموزش های بهداشتی ماست و دیگر اینکه ویزیت روستایی از 150 تومان به یک‌هزار تومان افزایش پیدا کرده که همین باعث شده بیمار بابت هر چیزی بی دلیل مراجعه نکند و واقعاً زمانی که مشکلی وجود دارد مراجعه کند.وقتی از میزان حقوق ماهانه می‌‌پرسم می‌گوید: با توجه به دورافتادگی و بدی آب و هوا حقوق هر پزشک در این منطقه 2 میلیون تومان است. که حدود 80 درصد حقوق را می‌دهند و 20 درصد را جدا پرداخت می‌کنند و همیشه گفته می‌شود که وزارت رفاه باید به پول بدهد و چون بیمه پول نمی‌دهد و بدهکار است، حقوق ما هم دیر پرداخت می شود.این زوج پزشک عمومی یک فرزند دختر دارند و فرزندشان هر روز باید فاصله 30 کیلومتری تا بندرعباس را طی کند تا بتواند از تحصیلات ابتدایی برخوردار شود

نه تنها حقوق پزشکان زیاد نشد بلکه حق مطب هم حذف شد
دکتررضا محمدی یکی دیگر از پزشکان عمومی است که پس از 28 سال طبابت، ریاست یکی از بیمارستان‌های قدیمی تهران را عهده‌دار است. فیش حقوقی او با تمام مزایا عدد یک میلیون و 200 هزار تومان را نشان می‌دهد. محمدی می‌گوید: این فیش که می‌بینید تازه امسال 50 درصد اضافه شده است و سال گذشته 700 هزار تومان حقوق می‌گرفتم.وی معتقد است بیشترین بار درمانی در بخش اورژانس یک بیمارستان برعهده پزشکان عمومی است و می‌گوید: یک پزشک عمومی با تمام استرس و فشار کاری که دارد باید مانند یک کارمند 44 ساعت در هفته به صورت ممتد در یک بخش کار کند، در حالی که پزشکان متخصص از این امر مستثنی هستند و بنا به میل خود در ساعت‌های متغیر فعالیت می‌کنند.دکترمحمدی ضریب حقوقی یک پزشک عمومی را در مراکز درمانی نسبت به سایر کارمندان را ضریب 1.1 عنوان می‌کند و می‌گوید: حقوق پزشکان عمومی فقط 10 درصد با دیگر کارمندان بخش‌های درمانی متفاوت است در حالی که در نظام هماهنگ جدید قرار بود حقوق یک پزشک عمومی 3 تا 6 برابر حقوق نظام قدیم افزایش یابد.به گفته وی از ابتدای سال 89 در قانونی که ابلاغ شد خبری از این افزایش نبود و نیست و در عین حال حق محرومیت از مطلب که به پزشک عمومی که بیرون مطب نداشت و پرداخت می‌شد نیز برداشته شده است که این مبلغ در نظام قبلی 250 تا 400 هزار تومان بود و در قانون نظام هماهنگ جدید حدود 800 هزار تومان می‌شد.دکترمحمدی ادامه می دهد: رئیس کل سازمان نظام پزشکی پیش‌بینی کرده بود در صورتی که طرح نظام هماهنگ جدید اجرا شود پزشکان عمومی حقوقی بین یک میلیون و 700 هزار تومان تا 2.5 میلیون تومان دریافت می‌کنند حقوقی که اکنون زیر یک میلیون تومان است.البته قانون نظام هماهنگ جدید برای پزشکانی که در سازمان انتقال خون و سازمان پزشکی قانونی کار می‌کنند اجرا شد و حقوق این پزشکان 3 برابر شده است.
دکترحسن هویدا ، رئیس انجمن پزشکان عمومی نیز می گوید: مهمترین مشکلی که جامعه پزشکی با آن روبه‌رو است، عدم تبیین جایگاه پزشکان عمومی در نظام سلامت است و اگر در ظاهر هم بیان که جایگاه پزشکان عمومی تعریف شده است اما عملاً کاری صورت نگرفته است.وی اضافه می کند: مشکل دوم حقوق دریافتی پزشکان عمومی است که در تمام رده‌های شغلی هم سابقه خود یا معادل آن است یا کمتر که واقعًا برای جامعه پزشکی دردآور است.وی می گوید: همچنین آئین‌نامه‌های وزارت بهداشت منحصراً جامعه پزشکان عمومی کشور را در تنگنا قرار می‌دهد. به عنوان مثال آئین‌نامه طب کار محدودیت‌هایی را برای فعالیت‌های شغلی به وجود آورده است. یا مثلا دستورالعمل‌هایی است که در زمینه‌ بیماریهای پوستی صادر می‌شود که پزشکان عمومی نباید در این حیطه وارد شوند. در حالی که در قوانین پزشکی هیچ محدودیتی برای پزشکان ایجاد نشده حتی در دانشنامه‌ ما آمده می‌توانید در کشور به امر طبابت بپردازید.دکترهویدا اضافه می کند: پزشکان عمومی علیرغم اینکه خدمات زیادی به جامعه می‌دهند با محدودیت‌های زیادی مواجه هستند که موجب آزردگی خاطر آنها شده است که رفع آن حمایت مسئولان را می طلبد.

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

  نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 23:42  توسط دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani  | 

سايت اطلاع رساني دکتر رحمت سخني Dr.Rahmat Sokhani

دكتر جعفرسياه چشم ،پزشكي براي تمام فصول

نوشته :دكتررحمت سخني ازاروميه مرکزآموزشي درماني امام خميني (ره)

Dr.RAHMAT SOKHANI

حتما بااين جمله آشنايي داريد ،مردي براي تمام فصول و هرزگاهي نيز اين جمله رادر كتب و فيلمهاي سينمايي جهان با كمي تغييرات مشاهده نموده ايد .در دنياي كنوني بواسطه مشكلات خاص اقتصادي و سياسي و اجتماعي  پيدا كردن فردي كه متعلق به تمام قرون و فصول باشد سخت تر گرديده است .بخاطر نزول اخلاق در جوامع  بشري دو نوع واكنش از طرف انسانها بوجود آمده است از يك سو افراد  بسيار خشن تر،فرصت طلب تر ،مغرورتر، نادانتر و...شده اند از طرفي بخاطر خلقت پاك انسانهاو وجود حلقه ارتباطي آنها با خدواند يكتا بواسطه پيامبران و امامان باعث شده با وجود انواع مشكلات دنياي مدرنيته افرادي بسيار رئوف ،اجتماعي ،طالب علم وجامعه گر و مومن تر شوند .حال غرض از اين مقال اطاله كلام نيست بلكه هدف معرفي چهره هايي است كه در قسمت دوم مطلب به آن اشاره گرديد .بي شك اكثر پزشكان باديدكاملا باز و هدف دار به انتخاب شغل پزشكي مي پردازند و به مشكلات فراوان دوران طولاني تحصيل پزشكي عمومي ،طرح و سربازي ،خدمت چند برابر تحصيل در مناطقي كه هيچ طالبي ندارد ،و در ْآمدهاي كم و...واقف اند .به همين دليل نيز اين شغل برخلاف اكثر شغلها يك شغل مقبول جهاني در تمام اعصار و در تمام سنين مي باشد .البته هيچگاه منكر كساني كه لباس مقدس پزشكي را پوشيده و تخلف كرده و يا ميكنند نيستيم ولي اكثريت پزشكان دنيا جز افراد مورد احترام هر جامعه اي هستند .پزشكان بخاطر مشغله هاي زياد هيچگاه خود را به صورت واقعي معرفي نميكنند و كمتر كسي بغير از خبرنگاران به اين مقوله يعني معرفي نخبگان پزشكي مي پردازند .طب اورژانس و بطوركلي كار در اورژانسها در تمام كشورها از كارهاي بسيار سخت و طاقت فرسا به حساب ميايد، حال من هم بعنوان يك پزشك كه سالها در اورژانس كار كرده و ميكنم  ازسويي به خاطر فعاليت مستمر فرهنگي مخصوصا در دنياي مجازي وظيفه خودم ميدانم كه به معرفي يكي از اين دوستان خوب پزشك بپردازم كه انشالله الگويي مناسب براي دانشجويان و پزشكان جوان باشد:

البته ايشان كسي نيست مگر آقاي دكتر جعفر سياه چشم كه دانش آموز ممتاز دبيرستان محمد جعفر معنوي شهرستان اروميه مركز هميشه سر سبز آذريايجان غربي وصاحب وبلاگ http://jafarsiahcheshm.parsiblog.com/ ،رتبه ممتاز كنكور پزشكي 1365وفارغ التحصيل ممتاز و رتبه اول دانشگاه علوم پزشكي تبريز بوده كه متاسفانه به خاطر اجحاف هاي فراوان زمان فارغ التحصيلي و مشكلات عديده زندگي شان باوجود قبولي در چندين نوبت در امتحان تخصصي دستياري پزشكي ،متاسفانه نتوانستند در مقطع تخصصي ادامه تحصيل دهند .او از آن تاريخ تا به امروز يعني 15 سال پزشك اورژانس بوده و هستنددرچند سال اخير نيز بعنوان پزشك نمونه سازمان نظام پزشكي استان معرفي گرديدند . ولي بشنويد از خصوصيات اخلاقي و كاري دكتر جعفر سياه چشم كه خواندن آن خالي از لطف نيست :اوهر صبح باآرامش خاصي با وجود سروصداي بسيار زياد هميشگي واردسالن اورژانس شده وبدون استثنا با تمامي كادر اعم از پزشك و پرستار و خدمات ،سلام و عليكي ساده اي كرده و به سوي اتاق پزشكان ميرود .او ازمعدود پزشكاني است كه سريع لباس خود را عوض كرده و مرتب با روپوشي تميز سركار خود حاضر ميشود و مجددا صميمانه با دوستان كشيك پزشك روز قبل كه از شب مانده اند چاق و سلامتي مفصلي انجام ميدهد. با متانت و احترامي كه مخصوص خودش است ،جوياي اتفاقات افتاده كشيكهاي قبل ميشود .نيم نگاهي به تختهاي داراي بيمار كرده و علت و سير درمان بيماريهايشان را ميپرسد دكتربه نكات بسيار ريز بيماران دقت كرده و دوستان پزشك كشيك را با نرمش و لطافت بياني خاصي به خانه جهت استراحت روانه ميكند .دركارهاي اورژانسي مهارت خاصي داشته، مخصوصا در اورژانسهاي اورتوپدي هميشه حرفي براي گفتن دارد. به اصول خاصي اعتقاد دارد هيچ فردي را بدون جواب نمي گذارد متعقد است ،بيمار حتي بصورت غير اورژانسي به اورژانس بيايد نبايد دست خالي از پيش پزشك اورژانس بيرون برودو ميگويد بيمار دردمند پناهگاهي جز اورژانس و پزشك اورژانس بيمارستان ها ندارد ...بسيار اتفاق افتاده يك دفعه از جاي خود بلند شده و بسوي فردبيماري كه تازه وارد اورژانس شده ،برودقبل اينكه حتي پرستار ترياژ به خاطر ازدحام متوجه ورود بيمار شود!!. او با زبان ادب و متانت ويژه خود به كار ترياژ و درمان اوليه بيمار اورژانسي ميپردازد . هيچگاه  مريض سرپايي كه متعقد به اورژانسي بودن خود است  به درمانگاه سرپايي ارجاع نداده تا باعث رنجش بيمار نشود به روش ممكن به راهنمايي يا درمان ارائه او يا همراه بيمار ميپرازد  .با دقت فراوان بيماران تحت نظر را معاينه و وضعيت بيماررا تعيين تكليف كرده و بنابه مسئوليت خود جوياي علت بيماران فوت شده در اورژانس ميشود .با حوصله بسيار زياد برنامه پزشكان اورژانس را تنظيم ميكند و جالب اينكه طوري برنامه ريزي ميكند كه شامل تمام درخواستها و سلايق پيچيده پزشكان باشد.در رعايت حقوق بيماران سختگير بوده  و گاها به پزشكان و همكاران خود در اين رابطه محترمانه تذكر ميدهد .او كمتر خسته ميشود شنونده خوبي است و برخلاف سوابق مديريتي بسيار متواضع و گاها خجل است .مثل اكثر اهالي اروميه در واليبال دستي به ورزش دارد .موقع فوت بيماران اورژانسي با اينكه گريه نميكند ولي جهره اش حرفهاي زيادي براي گفتن دارد و شدت تاثركاملا ر رفتارش نمايان ميشود دكتر سياه چشم داراي سوابق مديريتي فراواني نيز ميباشد ازجمله مديريت مركز آموزشي درماني شهيد مطهري اروميه ،رئيس بخش اورژانس امام (ره)و.. در اين زمانه او پزشكي نمونه اي براي تمام فصول اورژانسها وپزشكان و دانشجويان پزشكي كشور است

  نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 1:11  توسط دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani  | 


حادثه تلخ در ارومیه قبل چهارشبنه سوري

دکتر رحمت سخنی ازارومیه مرکزآموزشی درمانی امام خمینی (ره)

Dr.RAHMAT SOKHANI


مصدومی که ملاحظه میکنید از آن پسر هفده ساله از شهروندان طبقه متوسط ارومیه میباشد که متاسفانه در خانه ای هنگام درست کردن بمب دستی برای چهارشنبه سوری ایجاد شده است در این حادثه تلخ یکی از چشمان جوان یاد شده از بین رفته و دست چپ بیمار از مچ کاملا قطع گردیده است البته ایشان در این حادثه تنها نبوده بلکه یک نفر دیگر همراه ایشان نیز بخاطر سوختگی شدید در بخش سوختگی مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه بستری گردیدند.جالب بدانید در کشورهای بزرگی مثل چین که در جشنهای اول سال و جشن فانوس صدها میلیون چینی به جشن سرورو آتش بازی میپردازند به اندازه مجموع مصدومین چندین ساله ایران مصدوم و کشته ندارند!!!! بعبارت ساده تر در این کشورسازمانهای فرهنگی دولتی و خصوصی مسئول با اجرای مدیریت صحیح درمراسمات مخصوصا آتش بازی هابا وجود وسعت بسیار وسیع آتش بازی در کل کشور چین و دهها کشوریی که در آسیای شرقی این جشنهارا اجرا میکنند، باعث شده که متحمل کمترین خسارات مادی و جانی به در کشورشان بشوند .از طرفی به خاطر همین مراسمات سالیانه میلیونها توریست و جهانگرد را جذب کشورشان کرده و میلیاردها دلار پول به کشورشان سرازیر میکنند وبدنبال آن کاهش بیکاری کانلا در این کشورو کشورهای امثال آنها دیده میشود .بی شک اکثر مصدومین مراکز اورژانسهای مادر روزهای پایانی کشور کودکان و جوانان تشکیل میدهند یعنی افرادی که دارای انرژی و شادابی بسیار زیادی هستند که بی شک بدون مدیرایت صحیح این مراسمات این پتانسیلهای بسیار قوی نه تنها به هدر میرود بلکه بلکه بوجود آمدن حوادث ناگوار مادی و جانی تاسف بار میشود شکی نیست نمی توان سنتهایی که هزاران سال درکشور ما رواج داشته با بی توجهی از بین برد یا کم رنگ کرد بی شک با یک درایت میتوان باهدفمندسازی این مراسمات و جشنها علاوه براجرای صحیح خود مراسمات ،باعث حفظ پتانسیلهای مثبت جوانان شده و از طرفی شادی بدون وصف و مفرحی رابرای کل خانواده های ایرانی بوجود آورد در این مقاله علاوه بر ابراز تاسف از حادثه بوجو آمده در ارومیه برای این جوان آذربایجانی به شرح مراسهای مشهور درچهارشنبه سوری ،جشنهای مشهور جهانی میپردازیم : 
چهارشنبه سوری سنت است یا بدعت ؟فرهنگ است یا عقب ماندگی ؟
عده ای متعقدند که برخی سنت ها مانند چهارشنبه سوری که دارای ریشه خرافی است و یادگار گذشته دوران آتش پرستی است تاریخ ایرانیان را تحت تاثیر خود قرار داده است در حالیکه ایرانیان با عقاید توحیدی و یگانه پرستی شناخته می شوند رسانه ها و دستگاههای فرهنگی می بایست اطلاعات کافی را به مردم بدهند تا آنها بدانند این سنت ها و روشها هیچ مبنای عقلی و شرعی ندارد و آثار مثبتی بر آن مرتبت نیست. دستگاههای ذی ربط می بایست اقدامات لازم را در این زمینه انجام می دادند اما متاسفانه اقداماتی صورت نگرفته است . چهارشنبه سوری نوعی بی نظمی در جامعه ایجاد می کند که این رفتاردر شأن و جایگاه فرهنگی ملت ما نیست،متاسفانه برخلاف انتظار ،مصدمین از بین افرادی هستند که آگاهی کامل به عوارض آتش بازی در چهارشنبه سوری دارند و این خود نکته ای سوال برانگیزی است که نیازمندمطالعات روانشناسی و جامعه شناسی موشکافانه ای در جامعه ماست ).
مقصر کیست ؟مصدوم یا خانواده یا سازمانهای فرهنگ ساز دولتی و خصوصی کشور ؟
چهارشنبه سوری جشن چهارشنبه سوری به همراه دیگر آیین آن با گوناگونی و زیبایی بسیار و آواز و ترانه های شادی بخش و بزم و پایکوبی در همه سرزمین ایران بزرگ از چند هزار کیلومتری آذربایجان تا چین برگزار می شود. گستره برگزاری این جشن، نشان از شکوه و پایندگی فرهنگ کهن این بوم دارد.« واژه جشن از کلمه « یسنه» آمده که ریشه اوستایی دارد و به معنی ستایش کردن است . بنابراین معنی واژه جشن، ستایش و پرستش است . هدف از برگزاری جشن ها در ایران باستان ، ستایش پرودگار ، گردهمایی مردم، سرور و شادی، داد و دهش و بخشش به بینوایان و زیردستان بوده است». سور (sur ) واژه ای پهلوی است که به معنای : مهمانی، بزم، جشن، جشن عروسی آمده است. و " سوری" نیز به معنای : گل سرخ رنگ، رنگ سرخ ، شادی و چیزی که به رنگ سرخ باشد مورد استفاده قرا گرفته است. پس چها رشنبه سوری را می توان یک جشن و شادی دانست که با سرخی همراه است و این سرخی همان آتش است. اما اگر بپذیریم که چهارشنبه سوری همان جشن سوری است و جشن سوری به معنای ستایش آتش؛ نباید این ترکیب ما را به اشتباه بیاندازد که مردم آتش را به عنوان خدا ستایش می کردند. همانطور که پیش تر گفته شد هر چیز خوبی به خدا نسبت داده می شود و دراین میان روشنایی آتش که مهم ترین نقش را در زندگی بشر بازی می کند ، نشانی از حضور خداوند است.ریشه واژه: چهار شنبه سوری از دو واژه "چهارشنبه" پایان سال و واژه "سوری" که همان "سوریک" پهلوی و به چم معنی سرخ است ساخته شده است و روی هم رفته به چم چهارشنبه‌ سرخ است. 
مراسمات مشهور در چهارشنبه سوری درایران :
 بوته افروزی : در ایران رسم است که پیش از پریدن آفتاب، هر خانواده بوته های خار و گزنی را که از پیش فراهم کرده اند روی بام یا زمین حیاط خانه و یا در گذرگاه در سه یا پنج یا هفت «گله» کپه می کنند. با غروب آفتاب و نیم تاریک شدن آسمان، زن و مرد و پیر و جوان گرد هم جمع می شوند و بوته ها را آتش می زنند. در این هنگام از بزرگ تا کوچک هر کدام سه بار از روی بوته های افروخته می پرند، تا مرگ ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود بزدایند و سلامت و سرخی و شادی به هستی خود ببخشندمردم در حال پریدن از روی آتش ترانه زیر را می خوانند. زردی من از تو ، سرخی تو از من غم برو شادی بیا ، محنت برو روزی بیا ای شب چهارشنبه ، ای کلیه جاردنده ، بده مراد بنده هر خانه زنی خاکستر را در خاک انداز جمع می کند، و آن را از خانه بیرون می برد و در سر چهار راه، یا در آب روان می ریزد. در بازگشت به خانه، در خانه را می کوبد و به ساکنان خانه می گوید که از عروسی می آید و تندرستی و شادی برای خانواده آورده است. در این هنگام اهالی خانه در را به رویش می گشایند. او بدین گونه همراه خود تندرستی و شادی را برای یک سال به درون خانه خود می برد. ایرانیان عقیده دارند که با افروختن آتش و سوزاندن بوته و خار فضای خانه را از موجودات زیانکار می پالایند و دیو پلیدی و ناپاکی را از محیط زیست دور و پاک می سازند. برای این که آتش آلود نشود خاکستر آن را در سر چهارراه یا در آب روان می ریزند تا باد یا آب آن را با خود ببرد. و می گوید: «درد و بلای خانه را ریختم به توی کوچه» و باور دارند که با دور افکندن کوزه، تیره بختی، شور بختی و تنگدستی را از خانه و خانواده دورمیکنند زیرا می گویند که فروهرها از کوزه نو دیدن خواهند کرد و آب پاشیده شده، نشان روشنایی در خانه است. در زمان ساسانیان به جای آب، سکه هایی را درون کوزه می انداختند و آن را از پشت بام به زمین پرتاب می کردند برای اینکه روزی و فزونی برای آنان فرستاده شود
مراسم کوزه شکنی مراسم کوزه شکنی: مردم پس از آتش افروزی مقداری زغال به نشانه سیاه بختی،کمی نمک به نشانه شور چشمی، و یکی سکه دهشاهی به علامت تنگدستی در کوزه ای سفالین می اندازند و هر یک از افراد خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می چرخاند و آخرین نفر ، کوزه را بر سر بام خانه میبرد و آن را به کوچه پرتاب می کند...
قاشق زنی: آیین کفچه زنی کم و بیش در همه سرزمین های ایران بزرگ برگزار می شود. بدین گونه است که مردم و گاهی کودکان کاسه ای مسین و کفچه را به هم کوبیده و در پشت در پنهان می شوند و خاوند (صاحبخانه) تخم مرغ یا پیشکشی درون کاسه می گذارد. کفچه زنان چه مرد چه زن بیشتر خود را با چادر می پوشانند.
فال گوش نشینی : غروب زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن داردند یا آرزوی و زیارت و مسافرت مانند دختران دم بخت یا زنان در آرزوی فرزند شب چهارشنبه نیت می کنند و از خانه بیرون می روند و در سر گذر یا سر چهار راه که نماد گذار از دشواری ها بود می‌ایستادند. - گوش به صحبت رهگذران می سپارند و به نیک و بد گفتن و تلخ و شیرین صحبت کردن رهگذران تفال می زنند اگر سخنان دلنشین و شاد از رهگذران بشنوند رسیدن به مراد و آرزو را در سال نو ممکن خواهند . بدرستی آنها از فروهر‌ها می‌خواستند که گره کارشان را با کلیدی که زیر پا داشتند، بگشایند.
کفچه زنی: نماد پذیرایی از فروهر‌ها است زیرا که کفچه و کاسه مسین نشانه‌ خوراک و خوردن بود. ایرانیان باستان برای فروهر‌ها بر بام خانه خوراک های گوناگون می‌گذاشتند تا از این میهمانان تازه رسیده‌ آسمانی پذیرایی کنند و چون فروهر‌ها پنهان و نمی توان دیدشان، کسانی هم که برای کفچه زنی می‌رفتند،کوشش میکردند روی بپوشانندو ناشناس بمانندوچون خوراک و آجیل راویژه فروهرمی‌دانستند و ریافتشان را همایون می‌پنداشتند
آجیل چهارشنبه سوری تقسیم آجیل چهار شنبه سور ی: زنانی که نذر و نیازی می کردند در شب چهار شنبه آخر سال آجیلی از هفت مغز مغز و میوه خشکک به نماد هفت امشاسپندان درست شده و آن را در سفره چهارشنبه سوری می گذارند تا همه خانواده برای شگون و تندرستی از آن بخورند و امروزه آجیل چهارشنبه سوری جنبه نذری اش را از دست داده و از تنقلات شب چهارشنبه سوری شده است
آش چهارشنبه سوری: خانواده هایی که بیمار یا حاجتی داشتند برای بر آمدن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می گردند و در شب چهار شنبه آخر سال «آش ابودردا»یا «آش بیمار »می پختند و آن را اندکی بیمار می خوراندند و بقیه را هم در میان فقرا پخش می کردند.
به غیر از مناسبت‌های مذهبی که در اکثر کشورها با مذاهب مختلف مراسم گسترده‌ای برای آن برگزار می‌شود، حوادث و رویدادهای ملی، هم در بسیاری از کشورهای دنیا بهانه‌ای برای شکل گرفتن یک جشن سراسری می‌شوند. اینها چند نمونه معروف از جشن‌های ملی کشورهای مختلف است.
جشن روز باستیل- فرانسه: روز 14 ژولای هر سال یکی از تعطیلات رسمی فرانسه و جشن ملی است. این روز بزرگداشت آزاد کردن زندانیان سیاسی و تخریب زندان باستیل در جریان انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 است. در واقع روز باستیل جشن تاسیس جمهوری فرانسه است.
روز شکرگزاری- آمریکا: بزرگ‌ترین وخانوادگی‌ترین تعطیلی آمریکاجشن روز شکرگزاری است که درچهارمین پنج‌شنبه ماه نوامبر برگزار می‌شوداینروزوروزبعد درآمریکا تعطیل است و اتفاقات بزرگی مثل فینال مسابقات فوتبال آمریکایی در کنار کارناوال‌های مختلف برگزار می‌شودروز شکرگزاری روز اولین برداشت محصول توسط اولین گروه مهاجرانی است که از بریتانیا به آمریکا آمده بودندخوردن خوراک بوقلمون معروف هم دراینروز انجام میشود
روز سنت‌ پاتریک- ایرلند: تنها جشن معروف اسکاتلند در واقع بزرگداشت یکی از قدیس‌های مسیحی است که اصلیتی ایرلندی دارد. جشن این روز هم بدون هماهنگی خاص و فقط به‌صورت یک هرج‌ومرج شاد در سراسر ایرلند برگزار می‌شود. -
روز کاپ ملبورن- استرالیا: در استرالیا هر شغلی داشته باشید و در هر سنی که باشید 5 دقیقه از سال هیچ کاری نخواهید کرد. در دومین سه‌شنبه ماه نوامبر 5 دقیقه‌ای است که بزرگ‌ترین مسابقه اسب‌دوانی استرالیا برگزار می‌شود و همه مشغول تماشای این مسابقه هستند و به غیر از این به مناسبت این اتفاق بقیه روز هم به جشن و شادی سپری می‌شود.
روز استقلال- مکزیک: 16 سپتامبر هر سال، روز استقلال مکزیک است. این بزرگداشت روزی است که کشیش میگوئل هیدالگو به نشانه اعتراض، به حکومت دیکتاتوری مکزیک ناقوس کلیسایش را به صدا درآورد تا مخالفان علیه «حکومت شیطان» قیام کنند. جشن روز استقلال مکزیک با نواخته شدن همه ناقوس‌های مکزیک در ساعت 12 شب 15 سپتامبر شروع می‌شود.
جشن باروت و خیانت- بریتانیا: خیانت و باروت، ماجرای توطئه برای ترور شاه جیمز اول پادشاه انگلستان و انفجار پارلمان انگلستان در 5 نوامبر سال 1605 است که با لو رفتن عوامل توطئه و دستگیری آنها از آن تاریخ این روز جشن‌ گرفته می‌شود. نکته جالب اینکه حجم مواد آتش‌بازی و ترقه‌های به کار رفته در این روز چند برابر باروت‌های روز توطئه است و می‌تواند نیمی از لندن را تخریب کند.
سال نوی چینی از مهم ترین تعطیلات سنتی مردم چین است : تقویم چینی، گاهشماری ترکیبی شمسی-قمری است و حرکت خورشید، ماه و ستارگان، تعیین کننده روزها، ماه‌ها و سال‌ها هستند. سال نو، با پدیدار شدن ماه در نخستین روز سال یعنی چهاردهم فوریه آغاز می‌شود و به همین علت گاه به آن سال نوی قمری نیز گفته می‌شود. جشن سال نو، عموماً پانزده روز به طول می‌انجامد و با جشن فانوس پایان می‌یابدمالزی از چند روز قبل عید با چراغهای سنتی قرمز رنگ تزئین می شود و مردم مالزی بیشترین مرخصیهای خود را برای این عید اختصاص می دهند وتقریبا شهرها به مدت پانزده روز به حالت نیمه تعطیل در می آید.در شب عید در ساعت 12 با نورافشانی سال نو رسما آغاز می شود البته آتش بازی با مواد منفجره به صورت فردی در مالزی ممنوع می باشد و این کار توسط هیئت مدیره ساختمانها با اجازه قبلی صورت می گیرد.در بیشتر کشورهایی که چینی‌ها اکثریت را تشکیل می‌دهند یا اقلیت قدرتمندی هستند، سال نوی چینی جشن گرفته می‌شود؛ از آن جمله می‌توان به چین، هنگ کنگ، تایوان، برونئی، کره، مغولستان، نپال، بوتان، ویتنام، سنگاپور، اندونزی، مالزی، فیلیپین و تایلند اشاره کرد. - درز دیگر آداب و رسوم این جشن، هدیه پاکت سرخ است که بزرگترها به کوچکترها هدیه می دهند همچنین دخترهای مجرد قبل از عید آن را بین افراد متاهل پخش می کنند چون بر این باورند که هدیه از دست افراد متاهل برای آنها یوم می آورد.هدیه این پاکتها می توانند پول یا شکلات باشد.چینیها اغلب 8 دلاری هدیه می دهند زیرا عدد 8 را باعث خوش شانسی می دانند. )یکی در از هدایا بردن نارنگی در جعبه های زیباست. در روز دوم به معابد می روند و برای درگذشتگان خود طلب آمرزش می کنند و برای رفاه و کسب و کار خود دعا می کنند. روز سوم و چهارم در خانه می مانند و دید و بازدید را بد یمن می دانند.رقص شیر یکی از کهن‌ترین آیین‌های چینی است که در این روز انجام می‌پذیرد. برخی خانواده‌ها برای از بین بردن شرّ ارواح خبیثه، این گروه‌های عروسک گردان را به خانه دعوت می‌کنند تا با آهنگ‌ها و رقص‌های خاص، بدیمنی این روز را از بین ببرند.روز هفتم را روز تولد انسان می دانند و از این لحاظ دارای اهمیت است پس معتقدند انسان در این روز یک سال پیرتر شده است پس روز هفتم بزرگداشت تولد Sakra Devanam ایندرا است و در این روز سالاد ماهی خامtossedمی خورند و روز دیگری است که از خوردن گوشت پرهیز می کنند.روز هشتم خانواده ها دور هم جمع می شود به مناسبت جشن تولد امپراتور شام را با هم میل می کنند. روز سیزدهم را روز پاک سازی معده به خاطر خوردن زیاد این چند روز می دانند و فقط از غذاهای گیاهی استفاده می کنند. در پایان جشن یعنی روز پانزدهم جشن فانوسها برگزار می شود نمایانگر پایان سال نوی چینی است، و آماده‌سازی برای آن از روز دهم سال نو آغاز می‌شود. در این روز در بین چینی ها مرسوم است که ردیف‌هایی از شمع را در جلوی خانه‌هایشان روشن می‌کنند و هنگام شب، فانوس در دست، مسیر می‌پیمایند در گذشته، فانوس‌ها ساده بودند و تنها امپراتوران و اشراف، فانوس‌های آراسته و بزرگ داشتند؛ در سال‌های اخیر، فانوس‌ها با طرح‌های جدید و متنوع تزیین می‌شوند؛ مثلاً فانوس‌هایی به شکل جانوران مرسوم است. ریشه این جشن به امپراتوری هان و بیش از 2000 سال پیش بازمیگردد.
عید باستانی نوروز نه تنها در کشور بزرگ ایران که در 7 کشور دیگر جهان هم با شکوه هرچه تمام‌تر برگزار می‌شود. در زیر به اختصار به چگونگی برگزاری نوروز در این کشورها می‌پردازیم:
تاجیکستان : جشن نوروز برای مردم تاجیکستان، به ویژه بدخشانیان جشن ملی نیاکان است و از آن به عنوان رمز دوستی و زنده شدن کل موجودات یاد می‌کنند. نوروز در این کشور به نام «خیدیر ایام» یعنی جشن بزرگ معروف است. علاوه بر خانه تکانی و خریدهای نوروزی، رسم دیگری هم در این کشور معمول است
افغانستان: نوروز در افغانستان به ویژه شهر مزار شریف هنوز هم به همان فر و شکوه پیشین برگزار می‌شود. در روزهای اول سال همه دشت‌های اطراف مزار شریف و پشت‌بام‌های گلی آن پر از گل سرخ می‌شوددر اولین روز عید، عَلَم امام علی(ع) با مراسم خاص و باشکوهی در صبح آن روز برافراشته می‌شود و با افراشته شدن آن جشن نوروز رسما آغاز می‌شود و تا چهل شبانه‌روز ادامه پیدا می‌کند.
آذربایجان: نوروز در سراسر جمهوری آذربایجان با شکوه فراوان جشن گرفته می‌شود. علاوه بر خانه‌تکانی و خریدهای نوروزی، مراسمی هم‌چون ارسال خوان سمنو، انداختن کلاه پوستین به درها، آویزان کردن کیسه و توبره از سوارخ بام در شب عید و درخواست عیدی، رواج دارد. در برخی مناطق آذربایجان، مردم اعتقاد دارند که نورزو همان روز به خاک‌سپاری سیاوش است، سیاوش چهره اسطوره‌ای شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی است.
قزاقستان: مردم قزاقستان نوروز را اعتدال بهاری می‌دانند و بر این باورند که در این روز ستاره‌های آسمانی به نقطه ابتدایی می‌رسند و همه‌جا تازه می‌شود و روی زمین شادمانی برقرار می‌شود. آن‌ها معتقدند نوروز، روزی است که خیر بر زمین فرود آمده و سنگ نیلگون سمرقند آب می‌شود. در شب سال تحویل، صاحبخانه دو عدد شمع در بالای خانه‌اش روشن می‌کند که به معنی آوردن خیر و برکت و روشنایی به خانه است
در شب نوروز دختران روستایی قزاق با آخرین گوشت باقی مانده از گوشت اسب که سوقیم نام دارد، غذایی به نام «اویقی آشار» می‌پزند و از جوانانی که دوست‌شان دارند پذیرایی می‌کنند. آنان نیز در مقابل به آن‌ها آینه و شانه و عطر هدیه می‌کنند که آن را «سات اتکیر» می‌نامند که به معنی «علاقه‌آور»است
ترکمنستان :مردم ترکمنستان عقیده دارند زمانی که جمشید به عنوان چهارمین پادشاه پیشدادیان بر تخت سلطنت نشست، آن روز را نوروز نامیدند. ترکمن‌ها نوروزراباپختن غذاهای معروف نوروزی مانند«نوروز کجه»،«نوروزبامه»، «سمنی»جشن می‌گیرند درایام نوروزمسابقات مختلفی دراین کشور برگزار می‌شود که می‌توان به مسابقات اسب‌دوانی،کشتی،پرش برای گرفتن دستمال از بلندی،خروس جنگی، شاخ‌زنی میش‌ها، شطرنج و مهره‌بازی اشاره کرد
پاکستان: در پاکستان نوروز را عالم‌افروز می‌نامند که به معنی روز تازه رسیده است که با ورود خود جهان را روشن و درخشان می‌کند. در ایام نوروز مردم پاکستان از گفتار نامناسب پرهیز نموده و با مهر و احترام خاص با یک‌دیگر رفتار می‌کنندو در پاکستان در ایام نوروز، انواع شیرینی‌ها پخته می‌شود که از آن میان می‌توان به گلاب جامُن، شکر پاره، سوهن حلوا، کیک برفی و لدو اشاره کرد.  قرقیزستان: عید نوروز در قرقیزستان تنها یک روز (آن هم روز اول فروردین) جشن گرفته می‌شود. در قرقیزستان در این روز پختن غذاهای معروف قرقیزی «بش بارماق»، «مانته برسک» و «کاتما» مرسوم است که به صورت رایگان بین حاضران در جشن پخش می‌شود. ضمنا مسابقات سوارکاری هم در روز نوروز برگزار می‌شود و جوایز ارزنده‌ای به نفرات برتر داده می‌شود.
  نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم اسفند 1389ساعت 18:34  توسط دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani  | 

سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani سایت اطلاع رسانی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

دکتر رحمت سخنی ازارومیه مرکز آذربایجان غربی

دکتر رحمت سخنی ازارومیه مرکز آذربایجان غربی

Dr.RAHMAT SOKHANI

دوستان خوب وخوانندگان گرامی آیا میدانید که لوگوی اکثر سایتها و وبلاگهای پزشکی من از تصویر چه کسی استفاده گردیده است ؟بیشتر دوستان و خوانندگان عزیز بر این باورند که عکس متعلق به کودکی اینجانب میباشد در حالیکه عکسی که در لوگوی سایتهای پزشکی استفاده گردیده متعلق به پسر بزرگم آقای حمیدرضا سخنی است که فعلا 13 ساله هستند و در مدرسه راهنمایی شاهد شهید امینی ارومیه مرکز اذربایجان غربی با موفقیت و علاقه فراوان مشغول به تحصیل هستند و امیدوارم که همیشه در رسیدن به قله های بلند علم و خدمت به مردم ایران اسلامی موفق بوده و با قامهای متعالی این مسیر را طی نمایند .انشالله

http://www.rs272.com/
http://rs272.tarlog.com/

http://rs272.persiangig.com/
http://rs272.vcp.ir

http://www.dadgostari-lorestan.ir

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

  نوشته شده در  پنجشنبه نهم دی 1389ساعت 17:50  توسط دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani  | 

طب نظامی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

زنبورهای دریایی دشمنان خطرناک غواصان نظامی

Sea Wasp

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

از مرجانهاب خطرناک دیگرزنبور دریایی و مرد جنگی پرتقالی هستند. نیش زنبور دریایی در ظرف مدت 10 دقیقه با کاهش در کار قلب، قطع تنفس و از کار انداختن فعالیت ماهیچه ای باعث مرگ مصدوم می‌گردد. همچنین مرگ توسط نیش مرد جنگی پرتقالی نیز گزارش شده است. اگر چه مسمومیت از طریق خوردن شقایق دریایی نادراست بااین حال از خوردن آنها خودداری کنید.

راه‌های پیشگیری از گزش غواصان نظامی توسط زنبور دریایی :

غواصان نباید به زنبورهای دریایی دست بزنند..  شناگران و غواصان باید از نزدیک شدن به زنبور های دریایی دوری کنند و از برخورد با  آن وقتی که در سطح هستند اجتناب نمایند.در آبهای که زنبورهای دریایی فراوان هستند باید هنگام غواصی کردن از لباس محافظ استفاده کنید. کاربرد وازلین روی پوست در جلوگیری از گزیدن مفید است، اما توجه داشته باشید که استفاده از وازلین می‌تواند وسایل پلاستیکی را از بین ببرد.

درمان غواصان نظامی گزیده شده توسط زنبورهای دریایی :

درمان بیماری می‌تواند شامل درمان توپیکال (موضعی ) استروئید، روغن بی حس کننده ( گزیلواکائین 2 درصد ) آنتی هیستامین ها یا آنالجیسک های سیستمیک باشد. برای بی  حسی توپیکال نیاید از بنزوکائین ها استفاده کرد، چون ممکن است باعث حساس شدن پوست یا اثرات ثانویه روی پوست داشته باشند.

آنافیلاکسی ناشی از گزش توسط زنبور دریایی :

آنافیلاکسی (واکنش شدید آلرژی ) می‌تواند از زخمهای ستاره دریایی ناشی شود.

پادزهر نیش زنبور دریایی :

پادزهر زنبور دریایی و ستاره دریایی موجود است. پادزهر باید به صورت تزریق داخل وریدی و با دقت صورت بگیرد. تزریق IM را درصورتی که تزریق IV امکان پذیر نبود انجام داد. هنگام استفاده از روش IV باید از یک آمپول و در روش IM از سه آمپول پادزهر زنبور دریایی استفاده کرد.

هر آمپول پادزهر زنبور دریایی از 20000 واحد تشکیل شده و باید در جای خنک و دمای 36 تا 50 درجه فارنهایت ( 2 تا 10 درجه سانتیگراد ) نگهداری شود نه در جای سرد.

واکنش حساسیت برای پادزهر باید توسط تزریق زیر پوستی آدرنالین، کورتیکواستروئیدها و آنتی‌هیستامین‌ها انجام شود.

درمان هایپوتانسیون ( فشار خون خیلی پایین) با افزایش مقدار IV که باعث بالا بردن فشار خون می‌شود ضروری است. پادزهر ساخت آزمایشگاه سرم کامان ولز کشور استرالیا ، شهر ملبورن  می‌باشد.

http://www.rs272.com/
http://divers.blogfa.com/

http://marinemedicine.blogfa.com

http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

  نوشته شده در  سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 8:43  توسط دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani  | 

طب نظامی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani


مرد جنگی پرتغالی دریایی خطری دیگر برای غواصان نظامی

Portuguese Man o"War

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

یک نوع دیگر از مرجانهای خطرناک برای غواصان مخصوصا نیروهای غواص نظامی مرجانی بنام مرد جنگی پرتغالی است .این نوع مرجان بزرگ  ولی فوق العاده خطرناک است .بی شک راه پیشگیری از گزش توسط این موجو نادر دریایی شناخت کامل از موجودات مهاجم دریایی توسط غواصان میباشد .داشتن پوشش کامل توسط غواصان و عدم دست زدن به این نوع مرجانها غواص را از مرگ ناگهانی و غیرمنظره نجات خواهد داد .یک ستاره دریایی واقعی از یک حیوان یا پولیپ تشکیل می شود. اما مرد جنگی پرتقالی از صدا ها پولیپ که در کنار همدیگر زندگی می کنند تشکیل شده است. او بزرگترین موجود شناور پر از گاز می باشد که مثل یک بادبان عمل می کند. در زیر او پولیپها آویزان شده اند که هر کدام عملکرد مختلفی دارند. این پولیپها وظایفی مثل تهیه غذا یا تولید مثل را به عهده دارند.پولیپهای تغذیه کننده دارای شاخکهایی به طول تا (65پا) 20 متر با رشته های سمی می باشند که به کشتن انسان معروف می باشند.درمان و پیشگیری گزش همانند گزش دیگر مرجانها همچون ستاره دریایی و... میباشد .که در مقالات قبلی جانداران خطرناک دریا بحث گردید .

http://www.rs272.com/
http://divers.blogfa.com/

http://marinemedicine.blogfa.com

http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

  نوشته شده در  سه شنبه نهم آذر 1389ساعت 8:41  توسط دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani  | 

طب نظامی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

کوسه های ببرهای دریاها و دشمن غواصان نظامی

Shark

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

حتی دفعات حمله کوسه‌ها به انسانها هزاران بار کمتر از دفعات حمله انسان به کوسه‌هاست ! نخستین ثبت حمله کوسه به سال 1965 باز‌ می‌گردد. از آن سال تاکنون تعداد حملات ثبت شده در سراسر جهان به 40 تا 100 مورد در سال می‌رسد که بنا بر آمار درصد حملات کوسه‌ها در خلیج فارس در سال 2004 میلادی بین 0 تا 1 درصد بوده است.آسیبهای وارده بر فرد، نه تنها از طریق گاز گرفتن کوسه‌، بلکه از طریق برخورد با پوست آنها نیز ممکن است بوجود آید. پوست کوسه توسط ضمائم عاج مانند خیلی تیزی پوشیده شده که دندانک نامیده می‌شوند که توسط مراکز دندان مانندی محکم می‌گردند. برخورد با پوست کوسه می‌تواند منجر به خراشهای فراوان و عریض و خونریزی شدید می‌شود.انسان غذای انتخابی هیچ جانوری نیست. حتی کوسه‌هایی که به کوسه‌های آدمخوار معروف‌اند. اما بسیار اتفاق افتاده که کوسه‌ها، بخصوص کوسه‌ی سفید بزرگ، در آبهای ساحلی اقیانوسها به شناگران حمله کرده‌ است. جانورشناسان و رفتارشناسان جانوری بر این باورند که کوسه‌ها ذاتاً قصد حمله به موجودی به نام انسان را ندارند. بلکه این بدن فرد شناگر یا موج‌سوار است که بواسطه وضعیت شنا کردن یا شکل قرارگرفتن در آب باعث جذب کوسه‌ها می‌شود.کوسه‌ها به موجوداتی دوکی شکل گرایش دارند. گویی این فرم بدنی آنها را به یاد شیرماهی‌ها، سیل‌ها و فوک‌ها می‌اندازد. شناگری را تصور کنید که بر روی یک تخته شنا در سطح آب شناور است و دستها و پاهای او از لبه تخته در آب آویخته شده، حرکت می‌کنند. کوسه‌ای که از زیر به این شکل نگاه‌ می‌کند طبیعی است که آن را با یک شیر دریایی اشتباه بگیرد ! با این همه برخی از حملات کوسه با دانسته‌های جانورشناسی ما قابل توجیه نیست و به نظر می رسد جانور به عمد به انسان گرایش دارد.

رفتار های کوسه ماهی قبل از حمله به غواصان و شناگران:

رفتار بیشتر کوسه‌ها قبل از حمله تا اندازه ای قابل پیش بینی است. آماده شدن کوسه برای حمله با افزایش حرکت در شنا کردن شروع می‌شود، باله‌های سینه ای خود را برخلاف موقعیت آن در حالت عادی، پایین آورده، با شنا کردن در اطراف طعمه فاصله خود را با آن کاهش می‌دهد. به این معنی که کوسه در اطراف طعمه خود مسیری را بصورت دوایر متحدالمرکز طی‌ می‌کند و به تدریج خود را به هدف نزدیک می‌سازد. سپس با یک حمله ناگهانی مسیر دایره‌ای را شکسته به سمت مرکز دایره یا همان طعمه یورش می‌برد. تقریباً هیچ جانوری از چنین حمله‌ای جان سالم بدر نمی‌برد. کوسه‌ها سریعتر از هر شناگری هستند و با آنها باید با نهایت دقت و احتیاط رفتار نمود.  

نوع آسیب‌های غواصان نظامی ناشی از حمله کوسه‌ها:

همانگونه که اشاره شد دو نوع آسیب متوجه فرد مورد حمله قرار گرفته است. یکی ناشی از گاز گرفتن کوسه که می‌تواند کشنده باشد و دیگری ناشی از برخرود با پوست شاخی‌شده‌ی کوسه می‌باشد.گزش کوسه یا کوسه‌گرفتگی، جراحتی خاص است که به فرم و جنس منحصر به فرد دندانهای این جانور مروط می‌شود.کوسه در هر آرواره‌ی خود چندین ردیف دندان از جنس غضروف دارد که بطور دورانی گردیده، بجای هم قرار می‌گیرند. به این صورت که وقتی جانور بدن طعمه خود را گاز می‌گیرد برخی از این دندانهای از انتها شکسته و درون عضلات طعمه جا می‌مانند. سپس بعد از چند روز به تدریج دندانی که در زیر دندان افتاده قرار دارد، چرخیده و بالا می‌آید و بجای دندان افتاده قرار می‌گیرد.این فرم دندانها به کوسه کمک می‌کند که در کمترین زمان ممکن عضلات حرکتی طعمه خود را از کار بیندازد. وقنی قطعه‌ای نوک تیز و درشت مانند دندان کوسه‌ی سفید در عضله‌ای شکسته باشد، کوچکترین انقباض آن عضله درد شدیدی را در پی خواهد داشت و عملاً عضله را بی‌حرکت می‌کند.از سوی دیگر بر اساس جراحتی که در بدن مصدومان ایجاد شده می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که آرواره‌های کوسه در ناحیه‌ی انتهایی از قدرت و توان بیشتری برخوردار است و جانور سعی می‌کند طعمه را طوری بگیرد که کاملاً بدن طعمه به درون دهان او وارد شود و دندانهای انتهایی به بدن طعمه بنشینند. 

 درمان و امداد اولیه غواصان نظامی در آسیبهای ناشی از حمله کوسه ها:

1-گاز گرفتن کوسه ممکن است منجر به خونریزی زیاد و صدمات بافتی شود. برای جلو گیری از خونریزی باید توسط نوار پانسمان بزرگ و با فشار آنرا باندپیچی کنیم. جراحات را با لایه‌هایی از پارچه فشرده که بهتر است نوار پانسمان باشد می‌پوشانیم، حتی برای راحتی می‌توانیم از لباسها و حوله‌ها استفاده کنیم. بعد زخم را با باند پانسمان، لباس پاره، حوله‌ها یا ملافه‌ها بپوشانیم و ثابت نگهداریم. با فشار مستقیم روی نقاط فشار می‌توانیم تا حدود زیادی خونریزیهای جدی و خطرناک را کنترل کنیم. نقاط فشار عمده عبارتند از : در دست محل ضربان سرخرگ ساعدی در ساعد بالای آرنج زیر ماهیچه دو سر بازو (سرخرگ بازویی ) و در موقع خونریزی در پا با پاشنه یا کف دست یا نوک انگشت روی ناحیه کشاله ران (سرخرگ فمورال ).هنگامی که نتوانستیم خونریزی را با فشار مستقیم یا فشار نقطه ای کنترل کنیم به یک تورنیکت یا لیگاتور نیاز داریم تا بتوانیم جان قربانی را نجات بدهیم، اگر چه ممکن است که عضوی از بدن خود را از دست بدهد. تورنیکتها فقط به عنوان آخرین چاره به کار می‌روند و در تولید فشار کافی برای کنترل خونریزی به کار می‌روند. رگبندها را جابجا نکنید، آنها باید در بیمارستان و فقط توسط پزشک خارج شوند.شل کردن تورنیکت ممکن است با آزادسازی توکسین از عضو صدمه دیده به داخل سیستم گردش بدن باعث ایجاد شوک شود، که این باعث می‌شود خونریزی به خوبی ادامه داشته باشد

2-برای درمان شوک بیمار باید روی زمین دراز کشیده و پاهای خود را بالا نگهدارد

3- اگر پرسنل پزشکی آماده باشند، درمان را با تزریق درون رگی (IV) لاکتات رینگر یا سالین نرمال آغاز می‌کنند. اگر خون از دست رفته زیاد باشد عمل تزریق باید دوباره تکرار شود. رنگ بیمار، نبض و فشار خون او می‌تواند در جهت دانستن مقدار مایع مورد نیاز مورد استفاده قرار بگیرد. مجرای تنفسی را باز نگه می‌داریم تا بتوانیم به موقع اکسیژن رسانی بکنیم. مایعات را از راه دهان نمی دهیم. اگر وضعیت قلبی بیمار متعادل باشد، استفاده از مسکن ها در دوز پایین می‌تواند در کاهش درد بیمار موثر باشد. به دلیل استفاده از مسکن ها علائم وقفه تنفسی رامورد بررسی و توجه قرار می‌دهیم

4- در مراحل اولیه امداد باید به مجاری تنفسی، تنفس و جریان خون توجه داشت. بررسی کامل را در مورد شوکهای متعدد انجام می‌دهیم

5-ممکن است که قربانی را به زودی به اتاق ویژه پزشکی منتقل کنند، بنابراین بیمار را آماده می‌کنیم

6-برای حمل عضو جدا شده، آنرا در باند می‌پیچیم، با آب نمک آنرا خیس می‌کنیم، در کیف پلاستیکی قرار می‌دهیم و سرد می‌کنیم، ا لبته نه در تماس مستقیم با یخ. عضو جدا شده را با بیمار حمل می‌کنیم

7-بزودی در یک بیمارستان یا محیط کنترل شده تمیز کردن جراحات، ممکن می‌شود. چون دندان های کوسه از غضروف ساخته شده و استخوانی نیست ممکن است با اشعهX آشکار نشود. برای خارج کردن دندانهای آن باید از عمل جراحی استفاده کرد

8-نتایج اشعه X در مورد آسیب های شدید به استخوان در اثر له یا خرد شدن آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. در صدمات شدید ناشی از بریدگی، به دلیل آزاد شدن میوگلوبین از ماهیچه صدمه دیده ،ممکن است به علت بیماری شدید، کلیه‌ها از کار بیافتند و ادرار به رنگ خاکستری تیره درآید

9-برای درمان تتانوس ،توکسوئید تتانوس را به مقدار 5/0 میلی متر به صورت تزریق درون ماهیچه‌ای (IM) و ایمونوگلوبولین تتانوس را به مقدار 250 تا 400 واحد و به صورت تزریق درون ماهیچه ای تجویز کنید

10-ممکن است جراحات قبل از اینکه از آنتی‌بیوتیک استفاده کنیم توسط موجودات هوازی و بی هوازی آلوده شده باشد. آلودگی های ثانویه توسط گونه‌های کلستریدم و ویبرو به طور مکرر گزارش شده است.11-بازسازی های حساس مانند جراحی، عمل جراحی جدید و درمان کمکی با اکسیژن هیپرباریک، اکسیژن رسانی به بافتهایی را که به آن لازم دارند افزایش می‌دهد.12-در صورت کاهش غیر منتظره در وضع هوشی یا دیگر علائم عصبی و نشانه‌های ظاهر شده در حمله کوسه طی غواصی، در صورت امکان افزایش یا کاهش فشار سرخرگی را بررسی کنید.

http://marinemedicine.blogfa.com

http://www.rs272.com/
http://divers.blogfa.com/

http://marinemedicine.blogfa.com

http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

  نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 22:13  توسط دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani  | 

طب نظامی دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani

نهنگ های قاتل کابوس غواصان نظامی دریاها

whale killer

دکتر رحمت سخنی از مرکز آموزشی درمانی امام خمینی (ره) ارومیه

Dr.RAHMAT SOKHANI

نهنگ های قاتل از زمان های بس دور و دراز تا کنون توجه بسیاری از انسان ها را به خود جلب کرده اند. برخی آنها را موجوداتی خونخوار و برخی دیگر آنها را گرگ های دریا نامیدند. برخی دانشمندان و فلاسفه آنها را موجوداتی وحشی تلقی کردند و آنها را دشمن انسان به شمار آوردند.و در این میان برخی دیگر نهنگ های قاتل را حیواناتی باهوش احساساتی و بازیگوش نامیدند. و اما چیزی که همگی در مورد آن مطمئن هستیم این است که تا کنون حتی یک مورد از حمله یک نهنگ قاتل به انسان در هیچ جای دنیا گزارش نشده است. از آنجا که نهنگ قاتل در طبیعت هیچ دشمنی ندارد وی متقاعد شده بود که ترس نهنگ دلیلی بر تهاجم او نیست. بلکه در عوض باعث جلب توجه و حس کنجکاوی او می شود.
نهنگ قاتل ( Orcinus orca ):
به دلیل شهرت آنها در درندگی به زبان اسپانیایی گاهی آنها را Ballena asesina به معنی آدم کش می نامند. دریانوردانی که شاهد حمله این موجود به پستانداران بزرگ دریایی بودند آنرا " قاتل نهنگ " نامیدند که پس از گذشت زمان این اسم به " نهنگ قاتل " تغییر پیدا کرد. آنها به این دلیل به این نام خوانده می شوند که نهنگ های بزرگ دیگر را می کشند نه به دلیل اینکه ضرری به انسان می رسانند.نهنگ های قاتل از برخی نهنگ های دیگر کوچکتر هستند ولی بزرگ ترین شکارچی پستاندار تا کنون شناخته شده می باشند. طول بدن نهنگ قاتل نر 6/7-8/5 متر و وزن آن 5442-3628 کیلوگرم است. طول بدن ماده ها 8/5-9/4 متر و وزن آنها 3628-1361 کیلوگرم می باشد.سایز بدن نهنگ ها در نواحی مختلف جغرافیایی متفاوت است. تحقیقات بر روی بیش از 2000 نهنگ قاتل اطلس شمالی انجام شده و طول بدن نهنگ قاتل نر را به طور میانگین 1/6 متر و طول بدن نهنگ ماده 5/5 متر برآورد شده است.
بزرگترین نهنگ قاتل نر شناخته شده 8/9 مترطول و10000 کیلوگرم و بزرگترین ماده 5/8 متر طول و 7500 کیلوگرم وزن داشته است.بدن نهنگ قاتل براق هیدرودینامیک و دوکی شکل بوده و برای زندگی در یک محیط آبی به خوبی سازگاری پیدا کرده است.این حیوانات از روی رنگ سیاه و سفید پررنگ و چشم گیرشان به راحتی قابل تشخیص اند. سطح پشتی به استثناء قسمت زیرین و پشتی باله پشتی ( زین ) و باله های سینه ای سیاه رنگ اند. زین یک ناحیه خاکستری رنگ است که درست در پشت باله پشتی قرار دارد. بخش شکمی فک پایینی و ناحیه زیر باله دمی سفید رنگ است. حاشیه پایینی باله دمی سیاه رنگ می باشد. یک ناحیه سفید رنگ به نام لکه چشمی دقیقا بالا و کمی عقب تر از چشم قرار گرفته است.این رنگ آمیزی نهنگ های قاتل احتمالا قابلیت شکار آنها را افزایش میدهد.هیچ کس به طور قطع نمی داند یک نهنگ قاتل چقدر عمر می کند. به دلایل نا مشخص آنها در دوران نوزادی مرگ و میر فراوانی دارند. برای مثال در اقانوس های شمال غربی 43 درصد نهنگ های قاتل در 6 ماه اول زندگی می میرند که این مقدار در جمعیت های دیگر ممکن است به 50 درصد برسد.تحقیقات بلند مدت نشان داد که نهنگ های قاتل ساکن اقیانوس اطلس شمالی حداقل 35 سال زندگی می کنند. دانشمندان از طریق شمردن لایه های دندان نهنگ به این نتیجه رسیدند و در راه اصلاح و پیشرفت این روش می باشند.دانشمندان در سال 1970 با مطالعه دسته های نهنگ قاتل در اقیانوس های شمال غربی به طور متوسط توانستند طول عمر آنها را تخمین بزنند. دانشمندان اعتقاد دارند که اگر یک نهنگ قاتل بتواند شش ماه اول زنده بماند اگر ماده باشد تقریبا 50 سال و اگر نر باشد تقریبا 30 سال عمر می کند. البته با ادامه مطالعات مشخص شد که طول عمر اعضاء دسته های مختلف با یکدیگر متفاوت است.
دلایل مرگ ومیر  نهنگهای قاتل :
بسیاری از نهنگ های قاتل توسط این عوامل از بین می روند. انگل هایی مانند کرم های لوله ای کرم های نواری و نوعی کرم پهن به نام Fluke و عفونت های ویروسی و باکتریایی و قارچی از جمله این موارد هستند. علاوه بر این در آنها زخم دستگاه گوارش بیماری پوستی و تومور شایع است.نهنگ های قاتل حرفه ای ترین و بزرگ ترین شکارچیان دریا هستند اما نهنگ های قاتل پیر نهنگ های جوان و نهنگ های مریض خوراک کوسه ماهی ها می شوند.انسان ها بسیار مجذوب نهنگ های قاتل هستند اما تا همین اواخر اطلاعات بسیار کمی در مورد آنها در دسترس بود. نقاشی مربوط به یک نهنگ قاتل در یک غار در شمال نروژ یافت شد که مربوط به 9000 سال پیش می شود.در عهد باستان تعداد کمی از تمدن ها به نهنگ قاتل احترام می گذاشتند. یک قرن پس از میلاد مسیح یک دانشمند بزرگ رومی به نام Plini در مورد نهنگ های قاتل چنین نوشت : " نمیتوان آنها را کاملا شرح داد و توصیف کرد به جز یک توده انبوه گوشت که توسط دندان های وحشی مسلح شده است.حتی در تمدن های پیشرفته نیز نهنگ های قاتل به عنوان یک تهدید برای انسان محسوب می شوند. در سال 1973 ایالات متحده در کتاب مقررات غواصی در مورد نهنگ های قاتل هشدار داد که در هر موقعیتی به انسان حمله می کنند.نهنگ های قاتل حیواناتی هستند که در افسانه ها و توهمات غرق شده اند و این اطلاعات نادرست در بسیاری مواقع باعث انهدام و نابودی آنها شده است.در گذشته برخوردهایی میان انسان و نهنگ های قاتل پیش آمد که در آن ماهیگیران عصبانی خواستار از میان رفتن این گونه پستاندار شدند. دولت هایی نظیر امریکا به طرفداری از این قشر پرداختند. یک مثال از این برخورد تاریخی و تلخ می توان به مقاله ای اشاره کرد که توسط نیروی دریایی امریکا در سال 1956 تهیه شد. در این مقاله اظهار شد که دولت امریکا در دو سال پیاپی اقدام به مقابله نظامی با نهنگ های قاتل کرده و سواحل ایسلند را از آنها پاکسازی کرده است .گران ترین جنسی که از نهنگ های قاتل تهیه می شود روغنی است که از آب کردن چربی های آن بدست می آید. بعضی مواقع از پوست آنها در صنعت کفش سازی نیز استفاده می شود.این موجود نه تنها هیچ خطری برای انسان محسوب نمی شود بلکه این انسان بوده که به دلایل مختلف به حیات این موجود آسیب های بی شماری وارد کرده است. نسل نهنگ های قاتل هم اکنون در برخی نقاط دنیا در حال انقراض است.
والهای قاتل در تمام اقیانوس ها هم در نواحی استوایی و هم در نواحی قطبی زندگی می‌کنند. این والها یکی از بزرگترین پستانداران اند که دارای هوش کم، پوزه گرد و باله پشتی سیاه می‌باشند. سر سیاه و پشت آن بسیار متمایز از شکم بسیار سفید آن است. معمولاً یک لکه سفید در عقب و بالای چشم آن دیده می‌شود.والهای کشنده معمولاًدر گروههای 3 تا 40 تایی مشاهده می‌شوند. این والها دارای آرواره‌های قدرتمند، وزن زیاد، سرعت زیاد و دندانهای بهم قفل شده ای می‌باشند. به علت سرعت زیاد و خوی گوشتخوارانه‌اش باید با این حیوان بسیار محتاطانه رفتار کرد. اگرچه تا حالا هیچ حمله‌ای به انسان از طرف والهای کشنده گزارش و ثبت نشده است.

پیشگیری از حمله نهنگهای قاتل به غواصان نظامی و شناگران :

وقتی که وال های قاتل مشاهده شده از نوع خالدار باشند، همه پرسنل باید سریعا آب را ترک کنند. وقتی که والهای کشنده در منطقه مشاهده شدند، باید در مناطق ساحلی، اسکله‌ها یخ های شناور و ... نهایت دقت و مراقبت را داشته باشیم.

درمان اولیه وامداد به غواصان نظامی موقع حمله نهنگهای  قاتل :

امداد و درمان اولیه مشابه همان اصولی است که هنگام گاز گرفتن کوسه وجود داشت:1-گازگرفتن نهنگ قاتل ممکن است منجر به خونریزی زیاد و صدمات بافتی شود. برای جلو گیری از خونریزی باید توسط نوار پانسمان بزرگ و با فشار آنرا باندپیچی کنیم. جراحات را با لایه‌هایی از پارچه فشرده که بهتر است نوار پانسمان باشد می‌پوشانیم، حتی برای راحتی می‌توانیم از لباسها و حوله‌ها استفاده کنیم. بعد زخم را با باند پانسمان، لباس پاره، حوله‌ها یا ملافه‌ها بپوشانیم و ثابت نگهداریم. با فشار مستقیم روی نقاط فشار می‌توانیم تا حدود زیادی خونریزیهای جدی و خطرناک را کنترل کنیم. نقاط فشار عمده عبارتند از : در دست محل ضربان سرخرگ ساعدی در ساعد بالای آرنج زیر ماهیچه دو سر بازو (سرخرگ بازویی ) و در موقع خونریزی در پا با پاشنه یا کف دست یا نوک انگشت روی ناحیه کشاله ران (سرخرگ فمورال ).هنگامی که نتوانستیم خونریزی را با فشار مستقیم یا فشار نقطه ای کنترل کنیم به یک تورنیکت یا لیگاتور نیاز داریم تا بتوانیم جان قربانی را نجات بدهیم، اگر چه ممکن است که عضوی از بدن خود را از دست بدهد. تورنیکتها فقط به عنوان آخرین چاره به کار می‌روند و در تولید فشار کافی برای کنترل خونریزی به کار می‌روند. رگبندها را جابجا نکنید، آنها باید در بیمارستان و فقط توسط پزشک خارج شوند.شل کردن تورنیکت ممکن است با آزادسازی توکسین از عضو صدمه دیده به داخل سیستم گردش بدن باعث ایجاد شوک شود، که این باعث می‌شود خونریزی به خوبی ادامه داشته باشد.

2-برای درمان شوک بیمار باید روی زمین دراز کشیده و پاهای خود را بالا نگهدارد

3- اگر پرسنل پزشکی آماده باشند، درمان را با تزریق درون رگی (IV) لاکتات رینگر یا سالین نرمال آغاز می‌کنند. اگر خون از دست رفته زیاد باشد عمل تزریق باید دوباره تکرار شود. رنگ بیمار، نبض و فشار خون او می‌تواند در جهت دانستن مقدار مایع مورد نیاز مورد استفاده قرار بگیرد. مجرای تنفسی را باز نگه می‌داریم تا بتوانیم به موقع اکسیژن رسانی بکنیم. مایعات را از راه دهان نمی دهیم. اگر وضعیت قلبی بیمار متعادل باشد، استفاده از مسکن ها در دوز پایین می‌تواند در کاهش درد بیمار موثر باشد. به دلیل استفاده از مسکن ها علائم وقفه تنفسی رامورد بررسی و توجه قرار می‌دهیم

4- در مراحل اولیه امداد باید به مجاری تنفسی، تنفس و جریان خون توجه داشت. بررسی کامل را در مورد شوکهای متعدد انجام می‌دهیم

5-ممکن است که قربانی را به زودی به اتاق ویژه پزشکی منتقل کنند، بنابراین بیمار را آماده می‌کنیم

6-برای حمل عضو جدا شده، آنرا در باند می‌پیچیم، با آب نمک آنرا خیس می‌کنیم، در کیف پلاستیکی قرار می‌دهیم و سرد می‌کنیم، ا لبته نه در تماس مستقیم با یخ. عضو جدا شده را با بیمار حمل می‌کنیم

7-بزودی در یک بیمارستان یا محیط کنترل شده تمیز کردن جراحات، ممکن می‌شود. چون دندان های کوسه از غضروف ساخته شده و استخوانی نیست ممکن است با اشعهX آشکار نشود. برای خارج کردن دندانهای آن باید از عمل جراحی استفاده کرد

8-نتایج اشعه X در مورد آسیب های شدید به استخوان در اثر له یا خرد شدن آن مورد استفاده قرار می‌گیرد. در صدمات شدید ناشی از بریدگی، به دلیل آزاد شدن میوگلوبین از ماهیچه صدمه دیده ،ممکن است به علت بیماری شدید، کلیه‌ها از کار بیافتند و ادرار به رنگ خاکستری تیره درآید

9-برای درمان تتانوس ،توکسوئید تتانوس را به مقدار 5/0 میلی متر به صورت تزریق درون ماهیچه‌ای (IM) و ایمونوگلوبولین تتانوس را به مقدار 250 تا 400 واحد و به صورت تزریق درون ماهیچه ای تجویز کنید

10-ممکن است جراحات قبل از اینکه از آنتی‌بیوتیک استفاده کنیم توسط موجودات هوازی و بی هوازی آلوده شده باشد. آلودگی های ثانویه توسط گونه‌های کلستریدم و ویبرو به طور مکرر گزارش شده است.11-بازسازی های حساس مانند جراحی، عمل جراحی جدید و درمان کمکی با اکسیژن هیپرباریک، اکسیژن رسانی به بافتهایی را که به آن لازم دارند افزایش می‌دهد.12-در صورت کاهش غیر منتظره در وضع هوشی یا دیگر علائم عصبی و نشانه‌های ظاهر شده در حمله کوسه طی غواصی، در صورت امکان افزایش یا کاهش فشار سرخرگی را بررسی کنید.

www.killerwhale.org/fieldnotes/field.html

http://marinemedicine.blogfa.com

http://www.rs272.com/
http://divers.blogfa.com/

http://marinemedicine.blogfa.com

http://rs272.tarlog.com/

http://rs1362.blogdoon.com/

http://rs272.persianblog.ir/

http://www.sahand272.blogfa.com/

http://www.rs272.com/

WEST AZERBAIJAN  URMIA--Dr.RAHMAT SOKHANI

  نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 22:11  توسط دکتر رحمت سخنی Dr.Rahmat Sokhani  | 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM